
انتظار میرفت فعالان صنعت خودرو در برابر این سخنان، پاسخی کارشناسی و مستند ارائه کنند؛ اینکه متوسط مصرف سوخت محصولات داخلی چقدر است، کممصرفترین و پرمصرفترین خودروها کداماند، شاخصهای کیفی چه وضعیتی دارند و سهم واقعی خودرو در افزایش مصرف بنزین کشور چقدر است.
اما در بخشی از واکنشها، بهجای نقد گفتهها، سوابق شخصی، تحصیلی و دانشگاهی گوینده مورد توجه قرار گرفت و صلاحیت او برای اظهارنظر زیر سؤال رفت. این شیوه مواجهه یک پرسش اساسی ایجاد میکند: چرا بهجای پاسخ به ادعا، سراغ شخص گوینده میرویم؟
اگر خودروهای داخلی پرمصرف نیستند، عدد مصرف آنها منتشر شود. اگر تعبیر «بیکیفیت» نادرست است، شاخصهای کیفیت روی میز قرار گیرد. اگر ترافیک، حملونقل عمومی، فرسودگی ناوگان و الگوی سفر سهم بیشتری در مصرف بنزین دارند، سهم هرکدام با عدد و مطالعه مشخص شود.
شاید بخشی از این حساسیت نسبت به نقد، ریشه در فرهنگ مدیریتی دهههای گذشته صنعت خودرو داشته باشد. دوران مدیریت زندهیاد منوچهر غروی در ایرانخودرو در دهه ۷۰ یکی از مقاطع مهم این صنعت بود؛ دورهای که خودروسازی از حمایت و جایگاه ویژهای در سیاست صنعتی دولت برخوردار بود و مدیریت متمرکز و قدرتمندی بر آن حاکم شد. فارغ از دستاوردهای آن دوران، بخشی از فرهنگ «صنعت استراتژیک و کمتر نقدپذیر» در سالهای بعد نیز ادامه یافت.
اما هیچ صنعتی مقدس نیست و هیچ منتقدی نیز مصون از نقد نیست.
اظهارات معاون رئیسجمهور نیز میتواند محل ایراد جدی باشد. استفاده کلی از تعبیر «خودروی بیکیفیت» بدون ارائه شاخص و مصداق، یا نسبت دادن بخش بزرگی از مشکل بنزین به خودرو بدون تفکیک سایر عوامل، نیازمند مستندات کارشناسی است. اما نقد چنین سخنانی باید با سند و استدلال انجام شود، نه ورود به زندگی و سوابق شخصی گوینده.
اکنون که مدیریت صنعت خودرو در حال حرکت به سمت بخش خصوصی است، شاید زمان آن رسیده باشد که فرهنگ حاکم بر آن نیز خصوصی شود. خصوصیشدن فقط تغییر مالکیت و هیئتمدیره نیست؛ بنگاه خصوصی باید نسبت به مشتری، افکار عمومی و منتقدان پاسخگوتر باشد.
خودروسازان میتوانند بهصورت دورهای آمار مصرف سوخت، کیفیت، خرابی، مراجعات گارانتی و رضایت مشتری را منتشر کنند. در این صورت، بحث درباره کیفیت خودرو از جدال بر سر صفتهایی مانند «خوب» و «بد» یا «باکیفیت» و «بیکیفیت» خارج میشود و عدد در برابر عدد قرار میگیرد.
فعالان صنعت خودرو که اقتصاد، سیاستگذاری و مناسبات این صنعت را میشناسند، بیش از دیگران باید ظرفیت نقدپذیری داشته باشند. ممکن است منتقد اشتباه کند؛ پاسخ به اشتباه او نیز باید کارشناسی باشد.
صنعت خودرویی که میخواهد خصوصی، رقابتی و بالغ شود، نمیتواند فرهنگ پاسخگویی خود را در گذشته جا بگذارد. منتقد را با عدد پاسخ دهید، نه با پرونده شخصی.

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

